آوینآوین، تا این لحظه 8 سال و 3 ماه و 25 روز سن دارد

برای آوین عزیز

همدم مادر

دختر ناز مامان سلام!  می دونم قلب مهربونت خیلی بزرگه ! ولی هیچ جایی برای ناراحتی توش نیست. چند روز پیش دلم گرفته بود و داشتم گریه می کردم اومدی بغلم کردی و گفتی : "عزیزم! اشکات در نیاد! ببین من پیشـتم!" من که حسابی تعجب کردم .تو کی این حرفا رو یاد گرفتی ! کی اینقدر بزرگ شدی! با این که هنوزم خیلی کوچیکی ولی می دونی که بودنت کنارم بهترین حس رو بهم می ده جوری که می تونم همه ی دلتنگی ها رو فراموش کنم ، بابت داشتنت روزی هزار بار هم داد بزنم خدایا متشکرم بازم کمه دختر نازم!  بهت می گم قربونت برم یه دفعه جواب می دی : "خدا نَتُنه" ...
30 آبان 1391

آوین و مامان و اتاق آوین

سلام عزیزم! تا یکی  دو روز پیش مدام بهم میگفتی که بیا تو اتاقم باهات کار دارم  و بهم وعده می دادی که "اگه بیای بهت شکلات می دم " و خیلی جالب اینکه اگه می خواستم از اتاق بیام بیرون همون شکلات انتزاعی را که بهم داده بودی بهت پس می دادم یعنی اینجوری که می گفتی "شکلاتُ پس بده ". تا اینکه چند روزی  من اصلاً حالم خوب نبود و مدام سرم  و کمرم درد می کرد بهم می گفتی بیا تو اتاقم,می گفتم حال ندارم یا بیمارم و شما هم بی خیال می شدی و می گفتی "بیا بوست کنم خوب شی" . دیروز بی هوا ازم پرسیدی "مامان حالت خوبه؟" من هم ساده برای اینکه ناراحت نشی گفتم آره و شما هم بلافاصله کفتی "پس بیا اتاقم"&...
21 آبان 1391

...

عاشق خرمالو هستی و این عکس را تو حیاط خونه خاله نگار ازت گرفتیم. هنوز بعضی از کلمات را ناقص می گی : مثلا میخوای بگی رختخواب می گی "اَخِباخ". دیروز رفتی توی رختخوابت دراز کشیدی و  با یه دستت یک سمت تشکت رو بالا اوردی و از من خواستی که سمت دیگه تشکت رو برات بال  بیارم بعد به من گفتی که "روم سس بریز من ساندویچم"!!!!  امروز دوتا چنگال رو برداشتی و از سمت دندونه هاش با هم متصلش کردی و در حالی که دسته یه چنگال تو دستت هست و دیگری در هوا معلق, تو هوا می چرخونیش و می گی که هواپیما ست.     ...
19 آبان 1391

در ادامه خلاقیت ها

دیروز داشتم به کارام می رسیدم و شما داشتی نقاشی می کردی یه سرکی تو دفتر نقاشی ات کشیدم و باورم نشد که نقاشی ها کار خودت باشه! یه ماهی و یه خونه و موز کشیده بودی ! اینقدر خوب کشیده بودی که خودم تونستم تشخیص بدم چی کشیدی! آفرین مامانی! دوست دارم حتما یه کلاس نقاشی ثبت نامت کنم. مامانی! در ادامه تشبیهات ت : کاهو شستم و توی آبکشه تا آبش بره بهش می گی: "سرسره". داری پلو می خوری و دو تا دونه برنج روی هم به صورت تی (T) قرار گرفتند و اونی که بالا بود کوچیکتر بود بهش می گی "آ". به سیم رپر که خیلی دراز هسن می گی :"برج میلاد" .
2 آبان 1391
1