آوینآوین، تا این لحظه 8 سال و 3 ماه و 25 روز سن دارد

برای آوین عزیز

آخر هفته

  دختر گل مامان سلام...آخر هفته با فامیلای من رفتیم نور و محمود آباد,شما از وقتی فهمیدی که همسفرامون کیا هستن کلی ذوق داشتی و خوشحال بودی  که می خوای با هانا جون بازی کنی و کلی نقشه کشده بودی . اونجا هم ویلامون لب آب بود و شما  هم با دوستت حسابی شن بازی و ماسه بازی کردی و خوش گذروندی... و از هر جای سفر که بیشتر خوشت می اومد و بیشتر بهت خوش می گذشت می گفتی" مامان  یه بار هم با آندیا و آنیسا و وانیا بیایم اینجا" . شما حدود دو سالی می شه که چمدان مسافرتی مخصوص به خودت رو داری و وسیله های سفرت رو بصورت تفکیک شده از ما اونجا می گذاری, اما دوستت چمدون نداشت و شما با سخاوت قبول کردی توی اون دو روزی که اونجا و با ...
29 آبان 1394

تولدهای زنجیره ای

از خیلی وقت پیش تصمیم داشتیم تا برات امسال یه جشن تولد بزرگ بگیریم، ایده امون از وقتی که بردیمت جشن تولد یکی دو تا از دوستات و ذوق و هیجانت رو اونجا دیدیم پررنگ تر شد... خیلی هم ذوق داشتی و مدام ازمون می پرسیدی که مامان چند تا مونده تا تولدم و مثلا من میگفتم 90 تا شب بخوابیم و کلی غصه می خوردی که یعنی خیلی زیاد و ...البته تو این روزا من و بابا بیکار نبودیم و دنبال کارای تولدت بودیم بابا نظرش این بود که تولدت رو تو یه سالن تو دارآباد که خاطره خوبی داشتیم بگیریم منم دنبال تم تولد و مدل لباس و ... می گشتم که در همین گیر و دار متوجه شدیم که خانواده خوشبخت سه نفره ما داره تبدیل به خانواده  خوشبخت چهار نفره می شه،از اونجایی که حال من خیلی بد ...
18 آبان 1394
1