آوینآوین، تا این لحظه: 16 سال و 25 روز سن داره

برای آوین عزیز

اینم یه تجربه جدید

 -یکی دو روز پیش می خواستیم بریم پارک آب و آتش تا افطاری روز دوم ماه رمضون رو اونجا بخوریم. من داشتم برای افطاری آش کشک می پختم که وسط کار متوجه شدم کشک کَمِه. قرار شد که بابا داره از اداره میاد کشک بگیره که ماشین رو دزد زد و شیشه رو شکوند و ضبط رو در اورد که اینم باعث می شد تا بابا با تاخیر برسه ! برای همین ازت خواستم تا تو خونه تنها بمونی تا من برم تا سر کوچه و کشک بخرم ! بدون هیچ چون و چرا و وعده و وعید و ... قبول کردی .فقط بهت گفتم که اگه کسی در زد یا زنگ زد اصلا در رو باز نکن و من با کلید خودم می ام تو خونه!  با این حال داشتم می رفتم در رو قفل کردم و رفتم. سریع رفتم تا سر کوچه و برگشتم و هر چی در بیرون و در ورودی رو زدم و زنگ ...
22 تير 1392

ماهی کوچولو

دختر مامان دو هفته هست که می برمت استخر کودکان . استعدادت توی شنا کردن فوق العاده است. همه آدمایی که من رو از نزدیک می شناسن می دونن که من اصلا از جمله مامان هایی نیستم که از هوش و استعداد و زیبایی و ادب  چه می دونم اینجور چیزا بچه ام تعریف کنم و همیشه معتقدم که آنچیز که عیان هست چه حاجت به بیان است . اما تو شنا به نظرم عالی هستی شاید بقیه اینجوری فکر نکنن  و شایدم چون خودم شنام خوب نیست و از آب هم کمی می ترسم اینجوری فکر کنم نمی دونم اما من که حسابی لذت می برم از حرکات توی آبت و از همه مهمتر شجاعت و پرش های متعددت آب و روی آب خوابیدن و یه مسافت خیلی کوتاه رو پا زدن و کمی جلو رفتن رو برام بسیار بسیار لذت بخشه! توی استخر هم که هس...
9 تير 1392

...

٥ شنبه ای با خاله مرضیه اینا رفته بودیم بام تهران.اونجا هم کلی گربه داره و من هم که از گربه کلی می ترسم ! وقتی که داشتیم به شهر از بالا نگاه می کردیم و لذت می بردیم  و ساندویچ های خونگی مون رو می خوردیم یه گربه هی به ما نزدیک شد و شما و خاله مرضیه هم رفتین پیشش و .. خلاصه گربه ه مگه ول بکن بود یکی از جلو می اومد و یکی از پشت و .. من هم که دیگه کلافه و عصبانی شده بودم گفتم اَه بریم دیگه . داشتیم بر می گشتیم که شما به من گفتی "مامان! چرا خاله مرضیه میگه شما تو شورتی؟" توی این لحظه دیدم که مرضیه ترکیده از خنده. نگو به عمو محمد حسین آروم گفته فروغ تو شوکِ   .شما اونجوری شنیدی و انتقال دادی! عاشق انگشتر و النگو خلاصه چیزای ...
9 تير 1392

از هر دری

دخمر گل مامان سلام .داشتم سایت آندیا رو می خوندم یاد چند تا از کلماتی که شما هم نمی تونی درست بیان کنی افتادم. داشتی ضلعهای مربع را می شمردی گفتی این یه "لِض"، این دو "لِض" و .... می خوای بگی بریم قدم بزنیم می گی برین "لَگَم "بزنیم به مجنون هم می گی  "مَج (یه کمی مکث می کنی) وَلجون " توی یکی از ترانه ها به این کلمه برخورد کردی ----- دختر مودب من امکان نداره که حرف بدی از دهنت بیاد بیرون حتی اگه کسی بهت حرف بدی بگه و بخوای شکایتش رو بکنی می گی "به من حرف بد گفت" و اگه ازت بپرسم چی می گی "من حرف بد نمی گم". فکر کنم تهدید فلفل کار خودش رو کرد (خانم تناردیه)    
19 خرداد 1392

این ایام به روایت عکس

اینم یه ژست مخصوص خانم کوچولو   آوین و پدر جون توی باغ آلو و گردو و ...در شهمیرزاد   بفرمایین پاستیل، قطعاً خیلی عزیزین که آوین داره بهتون تعارفش می کنه   خودم که این عکس زو خیلی دوست دارم   اینم که دیگه از اون ژست هاست    آوین و گلهای محمدی باغ پدرجون که واقعا عطر بی نظیری داره اینم از شاهکارهای پیرزنونه خودم که برای تقویت موهای سر دخمری انجام می دم   ...
18 خرداد 1392

نتیجه آزمایش ...

می شه گفت بعد این همه اضطراب و دل نگرانی که بابت رشد جسمانی خانم کوچولو خودم داشتم دیروز با حرفای دکتر خیالم راحت شد. در واقع این بار بعد دکتر اقبال خواه، محتشمی، حسینی و ... رفتیم پیش دکتر فرناز خادم ، یه خانم میانسال که با کلی حوصله بهت جواب می ده و خیلی هم به ما نزدیکه، طوری که دیروز با هم از مهد پیاده رفتیم اونجا و شما هم که همیشه از دکتر فراری هستی توی سالن انتظار مطب مدام دوست داشتی بری توی اتاق دکتر تا ویزیتت کنه که این برای ما یک حسن محسوب میشه! یکی دو هفته پیش که رفتیم پیشش یه آزمایش کامل از خون گرفته تا ادرار و مدفوع برات نوشت البته این کار رو دکتر محتشمی هم انجام داده بود ولی چون خورده بود به عید ما وقت نکردیم که ببریمت.جواب ...
5 خرداد 1392