اینم یه تجربه جدید
-یکی دو روز پیش می خواستیم بریم پارک آب و آتش تا افطاری روز دوم ماه رمضون رو اونجا بخوریم. من داشتم برای افطاری آش کشک می پختم که وسط کار متوجه شدم کشک کَمِه. قرار شد که بابا داره از اداره میاد کشک بگیره که ماشین رو دزد زد و شیشه رو شکوند و ضبط رو در اورد که اینم باعث می شد تا بابا با تاخیر برسه ! برای همین ازت خواستم تا تو خونه تنها بمونی تا من برم تا سر کوچه و کشک بخرم ! بدون هیچ چون و چرا و وعده و وعید و ... قبول کردی .فقط بهت گفتم که اگه کسی در زد یا زنگ زد اصلا در رو باز نکن و من با کلید خودم می ام تو خونه! با این حال داشتم می رفتم در رو قفل کردم و رفتم. سریع رفتم تا سر کوچه و برگشتم و هر چی در بیرون و در ورودی رو زدم و زنگ ...
نویسنده :
مامان
9:33






