آوین در محمود آباد
خدا حفظت کنه
کلاغ چی میگه؟
الهی مامان فدای زبونت شه دخترک عزیزم: مامان: کلاغه می گه آوین: "خِخِ" یعنی غار غار انگاری یه موقع هایی دوست داری که درس پس بدی بدون اینکه ازت سوالی کنم یه ریز می گی: جی جی،ماما،بَبَ، خِخِ
نویسنده :
مامان
14:10
چه خبرا!
سلام جوجه مامان مامان قربون دل کوچولو و مهربونت بشه که دوست داری توی کارای خونه کمک بدی ! پریروز یه بشقاب توی هال بود گرفتیش اوردی توی آشپزخونه و زیر ظرفشویی وایستادی حالا دستت هم خوب نمی رسید که بگذاریش توی ظرف شویی بشقاب را با دستات اوردی بالا بشقاب توی دستات عمودی شده بود! بالاخره می خواستی بندازیش تو ظرفشویی که من از دستت گرفتم و گذاشتم توی ظرف شویی!! چند روز پیش هم داشتم برات فرنی درست می کردم دیدم دوست داری هم بزنی یه قاشق دادم دستت و با هم هم زدیم! البته هر کی با قاشق خودش!! (البته ما جدا آرد و شیر و گلاب را هم می زنیم بعد می گذاریم روی حرارت) کلا فضول همه کاری هستی! خدا نکنه که بخوام جلوی گاز وایستام اینقدر به حالت گریه می گی "...
نویسنده :
مامان
9:46
آوین عزیزم می دونستی که ...
دختر گل مامان سلام! اینقدر تند تند چیزای جدید یاد می گیری که اگه زود ننویسم یادم میره یا اینکه وقت نمی کنم ! یکی دو روز پیش داشتی کارتون یا تبلیغات تلویزیون را می دیدی که یه دفعه یه گاو توی اون دیدی و مدام می گفتی "ما ما"!! مامان: گاو میگه آوین : ماما مامان : جوجه می گه آوین : "جی جی" مامان : ببعی می گه آوین : "بَ بَ" --------------- مامانی عزیزم دوست داری که من لپام را پر باد کنم و تو با دو دستت بزنی تو لپام و بادش را خالی کنی!! یه حساسیت خاصی به تارا داری هر جی تو دستش باشه با داد و بیداد می گیری ! ای بلا ! اون طفلک اینقدر دوستت داره که حد و مرز نداره اونوقت تو اینجوری اذیتش می کنی ! یه هفته ای هست که از غذا خو...
نویسنده :
مامان
10:38
مامان قربون شعر خوندنت
آوین مامان سلام! کم کم داری بزرگ می شی و حرکاتت و حتی چهره ی ماهت با چند ماه گذشته خیلی تفاوت کرده! حافظه ات به شدت قوی شده و شعر ها را خیلی زود یاد می گیری منتها به سبک خودت ! مثلا تاب را که ببینی حالا هر جا که باشه تو پارک ،تلویزیون می گی: "تاتا آب بازی". گوشی تلفن یا موبایل یا گاهی اوقات کنترل تلویزیون را می ذاری دم گوشت و راه می ری و می گی:"اَ اَ عجیز" ----------------------------***----------------------------***----------------------------***------------------------- مامان : لی لی حوضک آوین : انگشت اشاره روی کف دست مامان: طوطی (گاهی اوقات تو می گی : "تو تو ") رفت آوین : "آب بده" مامان: افتاد تو حوضک ...
نویسنده :
مامان
10:20





