آوینآوین، تا این لحظه: 16 سال و 25 روز سن داره

برای آوین عزیز

شیرین زبون

مامان:آوین اسمت چیه؟(یا اسم دختر مامان چیه؟) آوین:"آوی جیو" که یعنی آوین جون اینو آویشن جون یادت داده ----- آینه ماشین را نشان می دی و می گی: "آنینه"
19 آذر 1390

آوین در پارک

عزیزکم سلام ! خوبی ! جمعه  این هفته  بعد هفته ها وقت کردیم تا با بابا بتویم یه پیاده روی 2-3 ساعته بریم و در ضمن شما هم خیلی خیلی دختر خوبی بودی گلم! بیشترش را توی کالاسکه ات زیر یه پتو خوابیده بودی مامانی! دیروز یه کار بد کردی و من هم خواستم که تنبیه ات کنم دستت را برای مدت یک میلینیوم ثانیه گذاشتم رو شوفاژ(از وقتی که شوفاژ ها روشن شده اصلا بهش دست نمی زنی و هر از گاهی یادآوری می کنی که "جیزِ") تا آخر شب دست من را می گرفتی و به شوفاژ نزدیک می کردی! آخه  دختر مامان این رسمشهِ دستمال کاغذی را می گذاری روی بینی خودت یا من و صدای فین را در میآری دیروز داشتم با عزیزجون تلفنی صحبت می کردم دیدم برا چند دقیقه صدات نمی آد اکثرا ...
13 آذر 1390

الهی مامان فدای کمک کردنت شه

دستت به بالای کابینت می رسه و در نتیجه باید بیشتر حواسم بهت باشه عزیزکم! دیروز تو خونه داشتم قرمه سبزی درست می کردم اول پیاز را تفت دادم بعدش هم گوشت را کنار گاز ایستاده بودم که دیدم می گی : "بده" که یعنی بگیر بَله بسته سبزی را از روزی کابینت کنار رسینک کشیده  بودی و بهم دادی مامان :ساعت چی می گه،  آوین :"تیک تاک"  
7 آذر 1390