یک روز کاری تو اداره با کوچولو
دیروز اورده بودمت اداره تا کل روز رو با هم باشیم ، در ضمن به همکار ها هم قول داده بودم تا بیارمت اداره و از طرف دیگه می خواستم ببرمت سنایی تا برات کفش عید بخرم! این شد که با هم اومدیم اداره برخلاف خیلی از بچه ها که ممکن است در این موقعیت اندکی خجالتی باشن یا پشت ماماناشون قایم شن شما تا اومدیم تو سالن بدو بدو تقویم روی میزم که همش عکسای خودت هست رو گرفتی و به حاضرین تو اتاق نشون دادی و میگفتی "عکسای من رو ببینین!" تازه یه عکس رو شاسی هم داری که جلوی کیبورد من هست که اون رو هم بعد تقویم به همه نشون می دادی و با افتخار می گفتی که "این عکس منه " بعد رفتی سر میز همکارایی که یکمی باهاشون رودربایستی دارم و شروع کردی به لقمه نون و پنیر و در واقع ...
نویسنده :
مامان
8:41




