برای آوین عزیز
X

 

 

 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 11 مهر 1396 | 8:17 | نویسنده : مامان |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 30 شهريور 1396 | 11:00 | نویسنده : مامان |

دختر گل مامان سلام

عشق مامان این روزها روزشماری می کنی برای بدنیا اومدن برادرت و هزار جور نقشه و طرح می کشی توی ذهن کوچولوت !

از وقتی چشمات رو باز می کنی داری درموردش می پرسی تا شب که بخوابی!

---صبح که بیدار می شی: مامان داداشم بیدار شده,ساعت چند؟

-روزها که می خوای باهاش صحبت کنی:مامان تکون می خوره وقتی دارم باهاش صحبت می کنم

-با من داری صحبت می کنی میگی داداشم چی می گه که به من بگی

- مدام داری نازش می دی : ایشگیله ,  جناب خان داداش و تکون خور من,وول وولک  ... چیزهایی هست که موقعی به وجد میای و داری نازش می دی می گی عشق مامان

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 25 شهريور 1396 | 14:00 | نویسنده : مامان |

 

 

 

 

 

 

 

 

من و آوین شهمیرزادیم و بابا تهران هست :

آوین: مامان بابا شام چی می خوره؟

من:شام می ره بیرون

آوین در حالی که براق شده : خیلی بهش خوش می گذره , خوب نمی تونست شام رو با یک چیز ساده مثل نان و پنیر ,10 دقیقه ای سر کنه !؟؟؟ مجبور بود بره یه رستوران مدرن؟

من :شاکیقه قهه

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 17 مرداد 1396 | 14:11 | نویسنده : مامان |

 آوین : مامان نی نی چیه؟

مامان : فکر کنم پسر...

آوین : اما من می دونم سه ماه قبل از بدنیا اومدن بچه ,جنسیتش مشخص می شه....

آوین : من دوست دارم خاله شم

مامان: حالا هر وقت عمه شدی بگو خاله صدات کنن.

آوین :اون وقت فکر می کنن چقدر دلم می خواسته خاله شم و حالا نشدم ,شاید ناراحت شن

مادرجون : خوب مثل برادرزاده های من که ما رو عمه صدا نمی کنن و میگن" محبوب جون" بگو صدات کنن آوین جون.

آوین : فکر نمی کنین برادرزاده هاتون خیلی بی ادبن !!!

من : با شرمساری یه سقلمه به پاهات زدم (تو بغلم نشسته بودی عشقم) که یعنی دیگه کوتاه بیا ...زشته




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 28 تير 1396 | 22:00 | نویسنده : مامان |

 

 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 26 تير 1396 | 8:52 | نویسنده : مامان |

از وقتی حال من بد شده , شما هم حالت بد شده

مثلا توی خونه راه می ری و میگی مامان یه بوها یی میاد تو خونه, از بوی دستشویی حالم بهم می خوره ,حس خوبی  ندارم, بوی غذا حالم رو بد می کنه

مامان انگار نفسم بالا نمیاد  و اینکه مدام مثل من نفس عمیق می کشی و...

تازگی ها که یواشکی توی اتاق شیردادن  رو تمرین می کنی و به عروسکات شیر می دی

 




[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 25 تير 1396 | 15:06 | نویسنده : مامان |



[ موضوع : ]
تاريخ : يکشنبه 25 تير 1396 | 15:00 | نویسنده : مامان |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 43 صفحه بعد