برای آوین عزیز

دخترم کودکی هایت اینگونه گذشت:

ماجراهای آوین و داداشی

دختر گل مامان سلام عشق مامان این روزها روزشماری می کنی برای بدنیا اومدن برادرت و هزار جور نقشه و طرح می کشی توی ذهن کوچولوت ! از وقتی چشمات رو باز می کنی داری درموردش می پرسی تا شب که بخوابی! ---صبح که بیدار می شی: مامان داداشم بیدار شده,ساعت چند؟ -روزها که می خوای باهاش صحبت کنی:مامان تکون می خوره وقتی دارم باهاش صحبت می کنم -با من داری صحبت می کنی میگی داداشم چی می گه که به من بگی - مدام داری نازش می دی : ایشگیله ,  جناب خان داداش و تکون خور من,وول وولک  ... چیزهایی هست که موقعی به وجد میای و داری نازش می دی می گی عشق مامان     ...
25 شهريور 1396

آوین در شهمیرزاد ...

                من و آوین شهمیرزادیم و بابا تهران هست : آوین: مامان بابا شام چی می خوره؟ من:شام می ره بیرون آوین در حالی که براق شده : خیلی بهش خوش می گذره , خوب نمی تونست شام رو با یک چیز ساده مثل نان و پنیر ,10 دقیقه ای سر کنه !؟؟؟ مجبور بود بره یه رستوران مدرن؟ من :     ...
17 مرداد 1396

عمه باجی ...

 آوین : مامان نی نی چیه؟ مامان : فکر کنم پسر... آوین : اما من می دونم سه ماه قبل از بدنیا اومدن بچه ,جنسیتش مشخص می شه.... آوین : من دوست دارم خاله شم مامان: حالا هر وقت عمه شدی بگو خاله صدات کنن. آوین :اون وقت فکر می کنن چقدر دلم می خواسته خاله شم و حالا نشدم ,شاید ناراحت شن مادرجون : خوب مثل برادرزاده های من که ما رو عمه صدا نمی کنن و میگن" محبوب جون" بگو صدات کنن آوین جون. آوین : فکر نمی کنین برادرزاده هاتون خیلی بی ادبن !!! من : با شرمساری یه سقلمه به پاهات زدم (تو بغلم نشسته بودی عشقم) که یعنی دیگه کوتاه بیا ...زشته
28 تير 1396

داستهای آوین و نی نی - علائم بارداری

از وقتی حال من بد شده , شما هم حالت بد شده مثلا توی خونه راه می ری و میگی مامان یه بوها یی میاد تو خونه, از بوی دستشویی حالم بهم می خوره ,حس خوبی  ندارم, بوی غذا حالم رو بد می کنه مامان انگار نفسم بالا نمیاد  و اینکه مدام مثل من نفس عمیق می کشی و... تازگی ها که یواشکی توی اتاق شیردادن  رو تمرین می کنی و به عروسکات شیر می دی  
25 تير 1396